خرید بک لینک

باید بررسی از مرجع تجدید طبق کپی رایت نظر کنم، این منم؟

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:33

این حد از مسخرگی در 19 سال آخر بررسی از مرجع زندگی طبق کپی رایت م بی سابقه ست اصن :/
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:33


سلام

احتمالا تو این وبلاگ دیگه چیزی ننویسم

آدرس جدیدمو هر کی خواست بگه بهش بدم

هر کی آدرس جدیدمو می خواد یه راه ارتباطی مثل ایمیل یا شماره موبایل یا یوزرنیم تلگرام یا آدرس وبلاگ بذاره.

اونایی هم که براشون مهم نیست آدرس جدیدم چیه، خیلی خون سرد بدون اقدام به اقدامات تروریسنی از وبلاگ خارج بشن. تچکر.

پس نوشت: سر زدم به وبلاگ هایی که دنبال می کردم، اوضاع اکثرشون داغونه! حالم خیلی گرفته شد :(

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 13:07

با جمعی از دوستان می خوایم یه پادکست بلاگ با اسم رادیو فانتوم بسازیم! کارش که مشخصه چیه، موضوعش هم طنزه!

اگر کسی دوست داره به عنوان گوینده و/یا نویسنده همکاری کنه بهم پیام بده

آی دی تلگرام: FunTomAdmin@

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 13:07

پنج بار این پست رو نوشتم و پاکیدم -_- پنج دقیقه وقت هواخوری دارم و باید زود تند سریع پست رو نوشته و مکان رو ترک کنم وگرنه سرزندان بان (پدر گرام) با باتوم ازم پذیرایی می کنه! آقا تا دو هفته بعد کنکور و از دو هفته قبل اعلام نتایج هر نوع بحث و صحبتی در مورد کنکور ممنوع! اگه یه کنکوری دیدین با حرفای دلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 21:36

آدما با هم متفاوت ان، هر آدمی یه شکل خاصی داره، ظاهر منظورم نیستا، اگه به ظاهر باشه یه میلیارد آدم تو چین هستن انگار از تو دستگاه فتوکپی اومدن بیرون! اگه من رئیس دنیا (!!!!) بشم اسم چینو می گذارم پدر فتوکپی، لا مصبا (البته بعضیاشون مذهب دارن) همه چی کپی می کنن، از پرچمِ جمهوریِ اسلامیِ صد در صد مستادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 21:53

صبح زود بود با ذوق از خواب پا شد مثل همه ی روز های دیگه رفت حموم با وسواس زیاد لباساشو انتخاب کرد یه لباس گل منگلی قرمز پوشید که آستین نداشت و یه دامن کوتاه که تا رو زانوهاش میومد با آرامش مشغول آرایش صورتش شد توی آینه به خودش زل زد و یاد اون افتاد میدونست از آرایش غلیظ خوشش نمیاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 6:25

پادکست شماره یک بالاخره آماده شد! خیلی وقت بود میخواستم ویدیو بزارم اما امکاناتش جور نمی شد، نهایتا به صدا رضایت دادم دیگه! البته چون با نرم افزار وبرایش صدا حرفه ای نبودم نتیجه ی کار اون طوری که میخواستم نشد! با سختی فراوان این فایل آماده شده، جون عمه هاتون گوش کنید :) متاسفانه مرورگر شما، قابیلتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 16:17

زندگی م رو دور تند افتاده! انگار یه اژدهای دوسر از پشت افتاده دنبالم و میخواد منو بخوره! انصافا وقت نمی کنم بیام وبلاگ پست بنویسم! یعنی باورم نمی شد همچین موقعیتی برام پیش بیاد -_- خیلی خلاصه بخوام بگم جدا از استرس ها و فشار های زندگی که از یه طرف کنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:31

بعد از زلزله ی 6 ریشتری و بیش از صد پس لرزه ی ترسناکش در بیخ گوشمان (ما از مشهدیا به سفیدسنگ نزدیک تریم) و یک شب تحمل کردن سرما و خوابیدن بیرون از خانه و ترک برداشتن خانه مان از 8 نقطه و ده ها پیامِ «حالت چطوره؟» و «زنده ای؟» و «میگن عزرائیل اومده، جاخالی دادی؟» و...! مفتخرم اعلام کنم هنوز زنده ام :ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1396 ساعت: 8:51

در اقدامی [شاید احمقانه] دیگه نمی خواستم این وبلاگو آپدیت کنم! اما زهی خیال باطل! دلم طاقت نیاورد :| خلاصه اینکه برگشتم به همین صحنِ شکسته یِ نم کشیده یِ تاریکِ پر سوکسِ خودِ چار تخته کم دارم... (حالا باور می کنی چار تخته کم دارم؟) بعد از پی بردن به شکافی ژرف بین چیزی که هستم و چیزی که باید باشم تصمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1396 ساعت: 8:51

آن لب شیرین که پر از خنده شد این دل تنگ باز تپندنده شد داد همه بود مرا باد به باد باد که در موی تو چرخنده شد دینه و پارینه ز یادم برفت چون سوی من چشم تو بیننده شد جان چرا ناگهان افشرده شد اژغی تو بود که پیچنده شد از نوک سر تا سر پام یک سره تو بنگر، بین که چه گردنده شد پیکر رم کرده ندیدی ببین جای دگر جانور جنبنده شد در سر من دیو نماینده شد کان سر پستان تو جستنده شد چون برساندی تو بدینجا سخن یار تو بس کن که ستاینده شد خواب پریشان تو رها کن متین نیمه شب هم در گذر از بنده شد 95/12/13 پانویس: واژه ای جدا از پارسی در سروده ی بالا پیدا کردین جایزه دارین P: پس پا نویس: این تارنگار (وبلاگ) برای زمانی کوتاه بسته خواهد بود!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: دوشنبه 16 اسفند 1395 ساعت: 7:32

کلی حرف درم که نمدونم از کجا شروع کنم و چجوری همه حرفامو بزنم ولی مدونم که باید بگم، که اگه نگم مو پوکم، و مدونم که باید همینجا بگم چون بیرون از اینجا شنونده ای پیدا نمره، آدمای بیرون حوصله شنیدن چرت و پرتای مو ر ندرن، بعدم که یکی در هزار پیدا میشه که حوصله دره، جنبه ندره، ینی ده دیقه باهاش حرف مزنی تا ده سال باید نگران باشی که نکنه چاک دهن ر باز کنه! یا از اینا بدتر اونایی ان که خود مشاور پنداری درن، انگار که تو مریض هستی و باید بهت مشاوره بدن، کلی خذعبلات به هم مبافن در جواب چرت و پرتای تو مگن! بعدم باید مدیونشان باشی که بهت مشاوره مفتکی دادن! نمونه ش همی سین خودمان! البته از خودمان که نیست ولی یگ سه چار ساله با هم مرفتم دبیرستان، آقا از شخصیت ای پسر بگم که خیلی خود شاخ پنداری داشت، از ای شاخای روشن فکراااا! نه ای شاخای جلف که پوزشان ر کج مکنن سلفی مگیرن، از ای شاخایی که فک مکنن ایدئولوژیست مشگل گشای بشریت ان! حالا ای آقای سین (حرف اول اسم کوچیکش سینه :دی) علاوه بر خود شاخ پنداری و خودشیفتگی وصف نشدنی، یگ کمی هم جوگیر تشریف درن، و چاخان هم زیاد مکنن، چاخان در وصف خودشان البته!!! در اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: شنبه 30 بهمن 1395 ساعت: 19:33

کمی طولانیست ولی توصیه می کنم بخوانید :)

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: شنبه 30 بهمن 1395 ساعت: 19:33

عنوان گویاست، سریع میرم سر اصل مطلب، گلایه ای ندارم ولی برای زیبایی نوشتم! یعنی اصن یک گلایه و چند خاطره با کلاسه ولی اگه عنوان میزاشتم چند خاطره هیچ جذابیتی نداشت -_-
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام محبی تاريخ: شنبه 30 بهمن 1395 ساعت: 19:33

صفحه بندی