بازگشت قرمانانانه

خرید بک لینک

در اقدامی [شاید احمقانه] دیگه نمی خواستم این وبلاگو آپدیت کنم! اما زهی خیال باطل! دلم طاقت نیاورد :|

خلاصه اینکه برگشتم به همین صحنِ شکسته یِ نم کشیده یِ تاریکِ پر سوکسِ خودِ چار تخته کم دارم... (حالا باور می کنی چار تخته کم دارم؟)

بعد از پی بردن به شکافی ژرف بین چیزی که هستم و چیزی که باید باشم تصمیم گرفتم شکاف رو بردارم، ولی نتونستم :) پس به همین چیزی که هستم قناعت می کنم و میگم خدایا شکرت! شما هم قناعت داشته باشین و خدا رو شکر کنین که زنده این و دارین مطالب وبلاگ منو می خونین! آیا میدونین چند میلیارد آدم در دنیا حسرت همین جایگاه شما رو میخورن؟ آیا میدونین چند هزار بچه در راهِ پر خطرِ پیدا کردنِ وبلاگِ من جونشون رو از دست دادن؟ اون وقت شما [احتمالا] لم دادین رو یه صندلی نرم، با یه فنجون قهوه در دست، دارین این مطلب رو میخونین اما اون قدر تنبل تشریف دارین که حاضر نیستین رو چار تا کلیدِ کیبورد [احتمالا مجازی] فشار بیارین و یه کامنت بنویسین!

تو این مدت که نبودم، ظاهرا خیلی چیزا عوض شده! فاطمه چندصد پست نوشت و چند تاش رو هم منتشر کرد (و بقیه رو به زباله دانِ تاریخ منتقل کرد)! تِد، فصل دومِ رمانِ جنایی شو شروع کرد! خالو حیدر آدرس وبلاگشو عوض کرد و همین طور بقیه ی بر و بچ که سر جمع، پنجاه تا ستاره یِ کلیک نشده تحویلم دادن و کلی هم حتما شاکی شدن که این پسره کجا یهو غیبش زد؟! (جا داره از راضیه خانوم و فاطمه خانوم ها که حواسشون بود تشکر کنم!)

واسه اولین پستم همین قد بسه! کلی حرف دارم! باشه برا بعد! بوس بوس، خدافظ.


أنا حسینٌ ثار الله...

ما را در سایت أنا حسینٌ ثار الله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 122 تاريخ: دوشنبه 4 ارديبهشت 1396 ساعت: 8:51

صفحه بندی