یا اوستا قدوس
-
تاریخ: 1395/11/30 ساعت: 19:33
دقایقی پیش متوجه موضوعی شدم که باعث شد هفت اندامم بلرزه! ادامه مطلب
اصلاحیه، تکذیبیه، تعذیریه؟ والله اعلم!
-
تاریخ: 1395/11/30 ساعت: 19:33
بسیار خرسندم که اعلام کنم، شایعه ی پخش شده در پست ماقبل چیزی بیش از یک وهم از طرف من متوهم نبوده P: خانمی که فکر می کردم همشهری ما هستن خوشبختانه همشهری ما نیستند. بهشون بر نخوره ولی اینجوری بهتره :)) من اهل شهری دویست هزار نفری هستم که اسمش با ت شروع میشه حالا اگه وقت کردم عکسی از پارک نزدیک خونه م...
کم کم شروع کنم دیگ!
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:26
از این لحظه رسما وبلاگ نویسی بنده شروع شد! یه مدتی بود دنبال پزشکا و دانشجو های پزشکی در فضای مجازی می گشتم، کلی گشتم و گشتم اما نه بین وبلاگ نویس ها و نه بین تلگرامی ها و اینستایی ها و فیسبوکی ها و... کسی یافت نشد!!! تا اینکه به لطف حاجی تد جون (!) یه وبلاگ دانشجوی پزشکی پیدا کردم، کامنتاشو نیگاه ک...
اولین آزمون بعد از شروع دوباره
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:26
بعد از تصمیم جدی م برای درس خوندن امروز اولین آزمون رو دادم. ساعت ۱۲ آزمون تموم شد پ الآن تازه رسیدم خونه. هوا نامردانه سرده، در شهری با میانگین دمای ۳۰ درجه و چند میلیمتر بارش، این سردی زیر صفر و برف چند سانتی واقعا عجیب و شوکه کننده ست، پوستم سوخت از شدت سرما :( فک میکنم آزمون رو خوب دادم! امیدوار...
کلا ماذا فازا؟
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:26
سلام :/آقا یکی پیدا نمیشه به زندگی ما بگه ماذا فازا؟ واقعا دیگه معلوم نیست داره چیکار می کنه! ادامه مطلب
وبلاگ نویسی غلت است
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:26
وبلاگ نویسی غَلَتْ است خوانده نشوی حَسْرَتْ است خوانده شوی مَسْئوْلِیَتْ است ادامه مطلب
دیروز روز خوبی بود!
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:26
دیروز روز خوبی بود! نمیدونم، شاید هم نبود!حرفای صفا مثل خوره تو مخمه! هم راست می گفت، هم قابل قبول نبود، از اون واقعیت های تلخ جامعه مون که باید باهاش کنار میومدم! از اون تناقض های حرفای خودش! به طور خلاصه بهم گفت پسرجان خرخونی نکنی قبول نمیشی دیگه، همین! بعدش با گاسوم رفتیم به پیاده روی یکشنبه ها، ...
.
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:25
نخواستم آدم باشی! فقط گرگ نباش
زندگی جریان دارد
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:25
با همه حس های بدی که دارم هنور رندگی جریان دارد! اگرچه اصن اونجوری که می خوام نیست ولی این نیز بگذرده دیگه :/ دیشب بعد از دعوا (!) با خواهر گرام، تصمیم گرفتم به مدت یک ماه تنبیهش کنم، اگر چه دلم اونقد طاقت نمیاره ولی دو هفته رو که میتونم دیگه، به هر حال باید ادب شه... امروز یه فیلم دیدم به اسم The T...
بی ربط نوشت!
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:25
سلام، خودم! امروز 26 آذر 95! ساعت ده دقیقه به هفت شب! ادامه مطلب
فیه ما فیه / اولین کتاب مولانا که باید بخوانید
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:25
به نظر من «فیه ما فیه» اولین کتاب مولاناست که باید بخوانید... ادامه مطلب
بی ربط نوشت 2
-
تاریخ: 1395/9/29 ساعت: 16:25
سلام، خودم! امروز 28 آذر 95! ساعت ده و نیم شب! ادامه مطلب
آموزش رایگان وردپرس و برنامه نویسی وب
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 2:13
آموزش رایگان وردپرس و برنامه نوسی وب در وردپرس آباد برای ورود روی لینک زیر کلیک کنید وردپرس آباد
خداحافظ
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 23:23
زندگی برایم چندان جذابیتی ندارد خداحافظ.
خدایا شکرت
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 23:02
میدان فراخ،بچرخ تا بچرخیمدروغِ لحاف پیچ شده در کدام شریعت لانه کرده استجاسوسان را فرستاده ام آمار بگیرندگوشِ شیطان کر، امروز عروسی داریملنگ خواهر به لنگ برادر،دلبری می کندعقاید لاف تا نافقیف در قاف می کندخدایا شکرت که برادریم اثبات می شود.
پایتختی
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 16:13
من پایتختی نیستممرکز گریزمرأی می دهم به جامعهبد برداشت نکنیدعینک من شکسته استهر چه خارج رفته ها می گویند من همانمسلحشوریم بی مقدار استبی منّت دعوا می کنمبگویید من دعوایمقاضی حکم صادر می کند:من ابدیممنعم نکنید،من غوغایم.
پارس خودرو
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 8:11
دروغ میگم مث سگ پارس خودرو وارد می کند لیچار با تنهایی من فرق می کند خُب باید گاز گرفت، من گاز میگیرم.
چهار خر
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 8:10
در روزگاری، نه چندان دور چند خر با هم زندگی می کردند به اسم های: هَپو هیپو چیپو کیپو؛ هپو و کیپو دختر بودند و هیپو و چیپو پسر بودند یک روز هَپو به هیپو گفت: برادر می توانم با تو به صحرا بیایم؟ هیپو گفت: می توانی بیایی ولی به شرط آنکه کیپو مخالفت نکند! هپو رفت و به کیپو ماجرا را گفت کیپو گفت: می توان...
گُلِ نرگس
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 8:10
ای گُلِ نرگس!آن روز که رفتیمن نبودمولی کسانی بودندکه رفتنت را دیدندای کاش زنده باشمو آمدنت را ببینم.
موش های انگلیسی
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 11:14
جنگ چیست؟ مادرم خاطراتِ خوبی از جنگ دارد من جنگی نیستم خروس هایم را چند سال پیش فروختم قیل و قالِ روزانه، واژگان بِکر کمند، چه کنم، هم مکتبی من، گاوِ نُه مَن شیر است گوساله بزرگ کردن کارِ حَضرتِ فیل است اِلتقاطِ معنا نشود، جنگ، اصول ایذایی می طلبد نه جُفتک پرانی های مَن درآوردی آبادی های دور به هر ح...